لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ

اول اینکه از اول آذر تا چهارم آذر من و همکارانم در اداره به همراه عده ای از خبرنگاران استانی رفتیم شیراز. خوب رییسمون (البته رییس جدیدمون) اهل شیراز هستند. به همین خاطر به قول خودشون برای تعامل بیشتر این سفر در نظر گرفته شد. سفر خوبی بود, درسته که کلا یک سفر کاری بود و البته تا حدی سیاحتی اما در مجموع سفر خوبی بودش.

حافظ, سعدی, چند تا خبرگزاری مهم, و از همه زیباتر شاهچراغ ...... سفرمون زمینی بود.... شوخیها, خنده ها و مریض داری.... گاهی هم خوب دلخوریها .... اما گذشت, و خوب هم گذشت....

روز آخر سفر قرار حرکتمون 7 صبح بود که انجام شد اما زمان رسیدنمون 12 شب.... دور نفر حالشون به هم خورد... اونی که حالش بدتر بود رو از اورژانس مرخص کردند که وسط راه مجبور شدیم چند ساعتی تو اورژانس بین راه بمونیم و اونی که حالش خوب بود رو تو اورژانس شهر نگه داشتند و بعد یهو مرخصش کردند که به ما ملحق بشه.... عجب!!!! ماشین چند باری وسط راه به طور ناگهانی خاموش شد و با سلام و صلوات روشن..... نصف راهی رو رفتیم یکی از همراهان تازه یادش اومده که آخرین توقف گاه موبایلش رو جا گذاشته ... و خلاصه مواردی از این دست....

و اما مطلب دوم, چند روز پیش به کلاس پسرهام گفتم البته یکی از کلاسها که عکسهای دوران کودکیشون رو بیارن.... منم از روشون عکس گرفتم و میخوام براتون بذارم. بعضیهاشون خیلی دوست داشتنی هستند تو دوران بچگیشون.

اگر کلاسهام و شاگردهام رو نداشتم شاید به این شادی که الان هستم نبودم.... یکی از دلایل مهم شاد بودنم.... شاکر بودنم.... و لذت بردنم از زندگی.... شاگردهام هستند.

خدای خوب و خوشگلم... ممنون

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ آزی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

"من از 13 خرداد ماه 1384 تو آموزشگاه فرهنگ درس میدم. سال هایی پر از خاطره و اینجا باغ خاطرات من بود با دانش آموزام که به اتمام رسید و حالا من هر از گاهی از دلنوشته هام برای پر کردنش استفاده می کنم و از خاطراتم در یک آموزشگاه دیگه به نام تهران"
نويسندگان
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ