لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

چهارشنبه ی هفته ی گذشته مسعود از بچه های همین کلاس, اعتراض کرد که شما راجع به ما تو وبلاگ چیزی ننوشتی... قول دادم که چشم مینویسم.

دیروز دیدم اعتراض کتبی هم نوشته با این مضمون که:

i am so sad
when you don't write about us it means you don't like us!
i will aware cyrus that you don't like us as your students

نویسنده: Masoud=Cyrus's son

این پسر عااااااشق زرتشت و کوروشه, دیشب بهش گفتم:

بعد صد و بیست سال که بری اون دنیا.. اولین کسی که بیاد به خوش آمدگوییت حتما حتما کوروشه...

چند روز پیش هم به مناسبت عروسی خواهرش شیرینی خوشمزه ای آورده بود سر کلاس... مرسی مسعود جان... در کل نوجوون فهمیده و سخت کوشیه

مسعود, علی, رضا, حسین و فرهاد توی یه دوره ی سنی هستند... همشون دوره ی نوجوانی رو میگذرونند.

 

در مورد مسعود که گفتم فقط این که به افتخارش میخوام یکی از گفته های کوروش کبیر رو بگذارم براتون:

شاد کردن دلی به یک عمل

بهتر از هزاران سر است

که به نیایش خم شده باشد

UI5

علی بسیار جدی, درسخون و زیرکه.... حرفها و کارهاش رو دوست دارم... اونقدر جدی شوخی میکنه و اونقدر زیبا این دو حالت متضاد رو در هم ادغام  میکنه که محاله نخندی...

رضا پسر باهوش و منطقی ایه.... کلا از سن و سالش بیشتر میفهمه

حسین که مرد مخالف کلاس منه... هر وقت موضوعی میدم بهشون برای حرف زدن اگر حسین نباشه نظر مخالفی هم نیست و بحث و گفتگو خیلی طولانی و جنجالی نمیشه... بهترین دوستش باباشه.... به عشق و پول هم خیلی اعتقاد داره

فرهاد... وقتی حرف میزنه لهجش من رو یاد لهجه ی کشورهایی مثل هندوستان میندازه... کلمات رو زیبا ادا میکنه....

مرتضی, امیر حسین و جمال هم در یک محدوده ی سنی هستند... دوران نوجوانی رو گذروندند و تجربه لازم رو کسب کردند.... باهاشون احساس راحتی میکنم.... پسرهای خوب و منطقی و باشعوری هستند...

و اما کوچکترین عضو کلاسم... منصور.... هنوز به دبیرستان نرسیده... دوست داشتنی... آروم... و متین... خیلی خیلی دوسش دارم...

UI5

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱٩ | ٩:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : آزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این است لحظه های حیات من... هر لحظه ب نامی و ب شکلی... و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبیست برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست
صفحات دیگر
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ