لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

God

 

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها !

مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست

گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد !

او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند ...

یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم ...

که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است

او خدایست که همواره مرا می خواهد

او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند ...

 امروز چهارشنبه 14/10/1390 دلم خیلی گرفته. حس می کنم همیشه آدمهایی که دل نگرانیشون بیشتره و به دیگران بیشتر از بقیه احترام میگذارند انگار همه بیش از بیش ازشون متوقع میشند.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ | ٧:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : آزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این است لحظه های حیات من... هر لحظه ب نامی و ب شکلی... و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبیست برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست
صفحات دیگر
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ