لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

( مثل همیشه ) هیچ به روی خودت نیار

این بار هم نیامده بودی سر قرار

 

گفتی : « اگر که عاشقمی ، کو نشانه ات ؟ »

من عاشقم ( نشان به همین قلب بی قرار )

 

بر روی ریل های زمان خیره مانده ام

شاید تو را بیاورد از راه ، یک قطار

 

حرف دلم عصارة این چند واژه است 

تا کیْ شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار ؟

 

تقویم ها نبود ِ تو را ناله می کنند

در سال های ساکت و بی روح و مرگبار

 

تقویم ، بی تو هر چه که باشد ، قشنگ نیست

فرقی نمی کند ( چه زمستان و چه بهار )

 

حتی تمام فلسفه ها بی تو مبهم اند

مرزی نمانده بین جهان ، جبر ، اختیار

 

دنیا  پُر  است از همة چیزهای شوم

از هر چه اتفاق عبث ، تلخ ، ناگوار

 

از زندگی به شیوة حیوان ولی modern

یعنی که کار ، پول ، هوس ، کار ، کار ، کار...

 

از « ism   » های پر شده از پوچ ِ پوچ ِ پوچ

از طرز فکرهای طرفدار انتحار

 

از هر چه ریشه اش به حقیقت نمی رسد

از ماسک های چهره نما ، اسم مستعار

 

از جنگ های خانه برانداز و بی دلیل

از قتل عام ، بمب ، ترور ، چوبه های دار

 

دنیا شبیه بشکة باروت ،‌شب به شب

نزدیک می شود به عدم ، مرگ ، انفجار

 

یعنی که می رسی و جهان پاک می شود

از هرچه جسم فاسد و اشباح نا به کار

 

آن وقت با دو دست ِ خودت پخش می کنی

دربین تشنگان جهان ، سیب ِ آبدار

 

حرف دلم عصارة این چند واژه است :

تا کیْ شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار ؟

 

این شعر اگرچه قابلتان را نداشته

آقا ! فقط قبول کنیدش به یادگار

 

اصلاً برای اینکه بفهمم چه گفته ام

انگشت روی مصرع دلخواه خود گذار :

 

-                          یک شعر عاشقانه که می خوانی اش

و یا

- یک مشت درد دل که نمی آیدت به کار .

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/٤/٢٤ | ٧:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : آزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این است لحظه های حیات من... هر لحظه ب نامی و ب شکلی... و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبیست برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست
صفحات دیگر
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ