لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خوب، باز هم سلام. امروز و در این پست قصد دارم دخترا رو بهتون معرفی کنم. پست قبلی معرفی که یادتون هست؟ در مورد کوچولوها بود. خوب در این پست کلاس summit رو بهتون معرفی میکنم. ترم 19 بزرگسالان. قبل از هر چیز بگم که این کلاس بهترین و زیباترین کلاس بزرگسالان منه. 3 سالی میشه که با هم هستیم و بسیار دوست و صمیمی. تعدادشون خیلی بیشتر از این چیزیه که بهتون معرفی میکنم. بلاخره کار، تحصیل و نقل مکان عامل مهمیه در مورد دوریها.

 

از راست به چپ: سپیده عزیزی که از کلاس خردسالان با هم بودیم، وقتی عکسای کوچیکیشو میبینم متوجه بزرگ شودنش میشم ولی همینجوری قد کشیدن و بزرگ شدنش رو احساس نکردم. یه دختر آروم و بی سر وصدا. بندرعباسی، دو تا دادش دوقولوی شیطون داره که از زبان آموزان آموزشگاه هم هستند.

مریم: که خوب همتون خوب میشناسیدش، مامان صدرا کوچولو. سن و سالی نداره، تازه 21 سالشه و بندرعباسیه. اونقدر آرامش داره که خیلی وقتا صحبت کردن باهاش مثل آب روی آتیش میمونه. همکلاس همکارمم هست، لینک ترانه.

پریسا: خواهر آقا پیام که توی پست معرفی کوچولوها دیدینش. پر سر و صدا و شیطون مثل داداشش. دختر خونسردیه. و اهل بندرعباس.

سپیده هیتاوی: خواهر یاسمینا، پست معرفی کوچولوها. درگیریش با یاسمینا زیاده. برعکس پریسا و پیام که کلی با هم در تفاهمند. سپیده و یاسمینا کمی در تضادند. البته این امر طبیعیه. سپیده دختر حساس اما بسیار عاقلیه. تصمیم گیریاش تو مراحل بحرانی زندگیش خیلی وقتا تحسین برانگیزه. سپیده هم از دوران خردسالان با من کلاس داشته. شیرازیه.

آمنه: یه دختر مهربان و پرانرزی و بسیار صبور. صبرش مثال زدنیه. حیف که نمیتونم مسایل خصوصی شاگردام رو بهتون بگم و گرنه شما هم مثل من تحسینشون میکردین. اهوازیه.

شیرین: خونسرد، آرام و متین و البته کمی خجالتی. و یه آشپز نمونه. دست پختش حرف نداره. بندرعباسی.

 

نغمه: درسخون و باهوش. البته خیلی زود خودش رو درگیر مسایل عاطفی کرده، حداقل تا این حد و برای دختر 16 ساله زوده هنوز. از وقتی دوران خردسالان رو میگذروند و با سینا هم کلاس بود، یعنی 5 یا 6 سال پیش. خوب سینا پسر خوبیه اما.... امیدوارم همه چی خوب و خیر پیش بره. کرمانیه نغمه.

 

نسیبه: نمیدونم چرا نسیبه و نغمه با هم نمیسازند. همیشه دوست دارن با هم کل کل کنند. البته کارشون به تند حرف زدن نمیرسه اما خوب حال همدیگه رو میگیرند. نسیبه مترجمی زبان میخونه در دانشگاه پیام نور واحد بندرعباس. بندرعباسیه. یه دختر باهوش با دامنه لغات بالا در انگلیسی و رک بی پرده اما مهربان و منطقی. حرفش رو صریح میزنه و تیکه هایی که به شوخی میگه به نظر من پر مفهوم و زیباست.

بهار: از اساتید دوره خردسالان هم هست. مهربان، رک و کمی هم احساساتی.  تهرانیه.

زینب جلالزاده: من بهش میگم شاگرد پروازی. آخه چند خط درمیون میاد کلاس اما وقتی هم که هست خوب کارش رو خوب انجام میده. اهوازیه.

 

آمنه که خوب معرفیش کردم.

زینب سبزه پور: پرستاره و بسیار مهربان و دوست داشتنی. بندرعباسیه و روابط عمومی خوبی هم داره.

عاطفه: که خوب دیگه نمیاد کلاس یه خاطر درسهاش اما دختر خوب و کوشایی بود و البته همشهری من. من خیلی دوستش دارم.

و اینم عکس آخر که عکس منه در اردوی کوه گنو.  یادم میاد از پسرا و دخترا امتحان گرفته بودم و داشتم تصحیح میکردم. اردوی خوبی بود، دقیقا 23 اسفند 1387.

 

 

البته دخترا تعدادشون زیادتر بود. مثلا سارا که رفته هند برای ادامه تحصیل. عالیه که به خاطر درسای دانشگاهش دیگه نمیاد ولی قراره دوباره به جمعمون اضافه بشه. سارا ریاحی که به خاطر دوری مسافت آموزشگاهش رو عوض کرده، مهرناز که قراره دوباره برگرده.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | ٧:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : آزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این است لحظه های حیات من... هر لحظه ب نامی و ب شکلی... و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبیست برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست
صفحات دیگر
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ