لحظه های حیات من
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

همینجا و با یک اعتراض بلند, من ..... نویسنده و صاحب وبلاگ ما چند نفرحضور کلیه اشخاص حقوقی و حقیقی با دیدگاهی غیر متفکرانه را در وبلاگم ممنوع کرده و خواهشمندم با نظرات خود زیباییهای یک رابطه را خدشه دار نکنند که البته  الان و در این زمان همه چیز خدشه دار شده. با سپاس از تمام مداخلتها و به امید اینکه هرگز این وبلاگ حضور این اشخاص را به خود نبیند.

دوستان نازنینم ســـــــــــــــــــــــــــــلام

پنجشنبه ٢۶/١/٨٩ من و ٧ تا از شاگردای کلاس SUMMIT رفتیم بیرون، هتل هرمز. یکی از قدیمیترین هتلهای بندرعباس. البته در بین این شاگردا و یا بهتره بگم دوستان مهربان و همدل من، مریم مریدی هم بود با پسرش صدرا. بله بلاخره مریم هم دوباره به جمع ما اضافه شد و این فوق العاده است. سپیده عزیزی هم بود که دوباره بعد از یه ترم بهمون اضافه شده و سپیده هیتاوی با یاسمینا، خواهرش اومده بود و فاطمه هم با دختر قشنگش جانان. یک سورپرایز فوق العاده بود برای من. بچه ها برام دوباره تولد گرفتن و کلی کادو هم گرفتم. کادوهایی که برام نشاندهنده علاقه و دوستی شاگردای مهربونمه و یه تشکر ویژه دارم از پروردگارم که این همه به من لطف داره.

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱/٢۸ | ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : آزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

و این است لحظه های حیات من... هر لحظه ب نامی و ب شکلی... و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبیست برای با تو نشستن بهانه ی خوبیست
صفحات دیگر
امکانات وب

جدیدترین کد آهنگ