تولد شیرین و بهار

خوب یادتونه ما برنامه داشتیم که هر وقت تولد بچه ها نزدیک میشه میریم و یه جشن کوچولوی خودمونی میگیریم؟ اینبار هم تولد سه تا از دختر خانما بود. تولد بهار و شیرین و ما پنجشنبه اول بهمن ماه سال ١٣٨٨ قرار گذاشتیم که آموزشگاه همدیگر رو ببینیم, من وسط راه یکی از شاگردای نه چندان قدیمیم رو هم دیدم, هدایت رضوان, یادتونه که؟ بابای هورمزد نازنین من. که آدرس وبلاگشم نوشتم براتون:

www.hoormazdrezvan.blogfa.com

لطف کردند و من رو رسوندند و من دیر رسیدم آموزشگاه و بدقول شدم. حالا یکی اومده و بهم لطف کرده، ببینید چه جوری دارم جواب محبتش رو میدم. ممنون هدایت جان، خیلی لطف کردی. آموزشگاه که رسیدم، همه بچه ها که نیومده بودند ولی خوب تعدادمون خوب بود. با من هفت نفر، میبینید عددمون خیلی مقدسه.

خلاصه اول راه افتادیم پیاده به سمت میدان یادبود و قصر هنر، از آموزشگاه تا اونجا راهی نیست. اما بسته بود و چون نگذاشتند ما بریم داخل و بنشینیم ما هم نرفتیم داخل و راه افتادیم به سمت هتل هما. از قضیه تاکسی گرفتن و جا شدن توی سمند که بگذریم و آقای راننده ی خوش مشربی که به پستمون خورد میگذرم و میریم داخل هتل هما. هتل هما یکی از هتلهای زیبای بندرعباس با ساحل اختصاصیه. حتما برین اونجا اگر تشریف آوردین بندرعباس. خلاصه اونجا ما که به هر حال بچه مثبتیم و اییییییییییی بگی نگی مذهبی نماز خوندیم تو زیارتگاه و روی اسکله و لب ساحل کلی قدم زدیم و جاتون خالی خیلی بهمون خوش گذشت. بعد هم داخل کافی شاپ هتل که در یک فضای باز زیبا قرار دادره کمی گپ زدیم و کمی هم شوخی معقول و منطقی و در حد خانمهای متشخص و فهمیده و کمی هم البته خوراکی نوش جان کردیم.

کسانی که آمده بودند:

من، زینب، بهار، نسیبه، سپیده و شیرین

البته شیرین از بقیه خوش شانستر بود، از تولد .... و بهار چند روزی میگذشت اما اونروز دقیقا تولد شیرین بود. بعد هم تا شهربانی پیاده رفتیم و پیاده روی خوبی هم کردیم. توی راه یکی یکی بچه ها از هم جدا میشدند که تا ایستگاه آخر فقط من موندم و سپیده که با هم رفتیم خونه و یک روز دیگه هم به منت پروردگار عالم، زیبا و فوق العاده تمام شد.

خداوند مهربان من بینهایت دوستت دارم، نه اصلا عاشقتم چون زیباترینی، چون غیر قابل وصفی.

 

 

     

/ 53 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

[هورا] تولد هر گلی بهاری دیگر است. سلام. یه گلایه دارم ازتون: وبلاگتون خیلی دیر باز میشه[لبخند]

نرگس

سلام آزاده جان هميشه به جشن و شادي[گل][گل][قلب][لبخند]

محمد(سلام بر زندگی)

همه می دانیم ‫باد تنها بهانه ی تکه تکه بودن است، ‫و فانوس کور سوی بی امیدی در اقیانوس. قاصدک سرگردان, هی افسانه امیری[گل] سلام دوست عزیزم شبتون زیبا با غزلی از خودم بروزم و مشتاق نگاه مهربانتون قدم بر دیدگان من بگذارید[گل]

زیتون

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]گل][گل][گل]

زیتون

ممنون ازمحبت شما خواهرخوبم برای گردش جریان خونتان هرچنددقیقه یکبارازپشت میزرایانه بلندشویدوقدم بزنیدتاخون جریان پیداکندوبه دوستانتان نیزسفارش کنیدمنشاعلمی داردودرپاورقی قسمت اول آمده شاداب باشید[گل][قلب][سبز]

حسین

سلام بانو سرت سبز و دلت خوش باد بروزم درود [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][

محمد(سلام بر زندگی)

تا مگر شیشه این کاخ به هم درشکند تا مگر ولوله افتد به دل قصر سکوت دست در حسرت سنگ سنگ در آرزوی پرواز است حمید مصدق[گل]

محمد(سلام بر زندگی)

[فرشته]سلام آبجی آزاده خوبی؟ ممنونم که تشریف آوردید آبجی جان چرا اینجا را آپ نمی کنید منتظریما[لبخند]

حسين

سلام بانو سرت سبز و دلت خوش باد فيلتر شدن سخت نيست تنهايي اما...

hedayat

khahesh mikonam,albatteh bebakhshid dir javab midam ostad,missed u