چ آسان می شود از یادها رفت...

 

حافظه آفریده ای هوس باز و مستبد است . هرگز نمی توانید بگویید که از کرانۀ دریای زندگی چه سنگریزه ای را بر می گیرد و در گنجینۀ خود نگاه می دارد یا کدام گل ناشناخته ای را از مزرعه می چیند و به عنوان رمز اندیشه هایی که در اعماق قرار گرفته اند و روزی اشک به چشم می آورند حفظ می کند و با این همه در این شک ندارم که مهمترین چیزها آنها هستند که بهتر به یاد می آیند . هنری وان رایک

چیزی امروز کلمه ی "بغض" را در من زنده کرد...

بغض می دونید چیه؟؟؟

ی نوع قلقلکه...معکوس معکوس!!!

چیزی رو در وجودت ب ارتعاش می ندازه

و بعد...ب جای اینکه... ی رنگین کمون معکوس روی لبهات ایجاد کنه ب اسم لبخند و گاهی هم خنده های از ته دل

اول اون عضو کوچولو اما حیاتی سمت چپ بدنت رو ب درد میاره...البته ب شکلی نادر... ی وقتایی میشه سمت راستعینک

بعد تارهای گلوت رو ب ارتعاش

و در نهایت چشمه ای زلال زلال از دو پنجره ی روشن وجودت جریان پیدا می کنه...

حالا شهرت می دونید چیه؟

یعنی اوج...یعنی ایستادن روی بلندترین قله ی موجود در جهان

قله ای که خیلیا با زحمت فتحش می کنن...

خیلیا هم بی زحمت...

مهم نوع فتحش نیست...یعنی مهمه اما الان نه...تو این پست نه...

مهم الان اینه ک بدونی ممکنه از اون اوج ب هر دلیلی پایین بیای...

دلیلش هم الان مهم نیست...

مهم اینه ک بدونی تویی ک الان توی اوجی...ب هر طریقی...ب هر دلیلی...

روزی خیلیای دیگه ب همونجایی ک تو هستی رسیدن و چ بسا بالاتر...

حالا ک تو اوجی...ی نگاهی هم بنداز ب اونی ک ی زمانی بوده اونجا و حالا نیست...

فراموش شده...

خواستن انگار ک فراموش بشه...

فردوسی خردمند می گه: خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است

بغض کردم امروز چون مرد زحمت کش " آرایشگاه زیبا" رو با دو پای قطع شده دیدم و مردان ب اصطلاح زحمت کش سینما و تلویزیون این مملکت رو بی خیال و بی توجه...هست دانای دادگری آیا؟؟

این بازیگر قدیمی‌ سینما،‌ تئاتر و تلویزیون چند وقتی هست به دلیل بیماری دیابت دومین‌ پای خودش رو هم از دست داده و اون قلقلک معکوس اینجا ب سراغ آدم میاد ک او برای استفاده از مزایای پیشکسوت بودن نیازمند جمع‌آوری استشهاد برای تائید سابقه هنریشه!!!!

عالیه نه؟

ب کجا می خوایم بریم و ب کجا می رسیم آیا؟؟؟

توی دنیایی ک همه براشون ب اوج رسیدنشون مهمه و مطرح کردن خودشون ب هر شکل و شیوه ای... من مطمئنم کسانی هم یافت میشن ک فراموش نکنن این دنیا هرگز...هرگز و هرگز قابل پیش بینی نیست...

نمونه ها برای دیدن و فهمیدن زیاده...برای دلخوش نکردن ب این اوج...برای فراموش نکردن فردا...برای از خاطر نبردن خیلیا...برای نکردن خیلی کارا...

و این هم از درد دل یک پسر در مورد وضع پدرش

فرید مهرآرا پسر حمید مهرآرا هم یادآور می‌شود: حدود هشت سال است هیچ یک از مسئولان مربوط در تلویزیون، تئاتر یا سینما از این هنرمندی که حداقل سالی دو بار تصویرش در تلویزیون دیده می‌شد‌، سراغی نگرفته است و فقط تعدادی از هنرمندان به دیدن او آمده‌اند.

او با اشاره به اینکه هنرمندانی از جمله محمدرضا ورزی‌، حسن فتحی‌، سعید نیکپور‌، فخر‌الدین صدیق شریف‌ و محمود فلاح از پدرش عیادت کرده‌ و حتی برخی از آن‌ها پیشنهاد نقشی را در کارهای خود برای بهبود شرایط روحی مهرآرا مطرح کرده‌اند، می‌گوید: متاسفانه تا این لحظه هیچ‌کدام از مسئولان و هنرمندانی دیگر به دیدن پدرم نیامده و پیگیری هم صورت نگرفته است. فقط یکی از دوستان پدرم آقای زیتونی پیگیری‌هایی را انجام دادند تا امکان استفاده از مزایا و حقوق پیشکسوتی برای پدرم فراهم شود، اما گویا مسئول مربوطه در اداره تئاتر که باید هنرمند بودن پدرم را تایید کند استعفا داده یا اینکه تغییر کرده است؛ به همین دلیل قرار شده یکسری از هنرمندان امضاء جمع کنند تا هنرمند بودن مهرآرا اثبات شود. در واقع قرار است استشهادی تهیه شود تا به دست وزیر برسد و ایشان دستور لازم را برای پیگیری وضعیت پدرم صادر کند.

و در نهایت این ک:

کاش
یادمان نرود گاهی
برای اینکه انسانی احساس خوشبختی کند
دلتنگی انسانی دیگر
برای دیدارش کافیستخیال باطل

 الهی..همین الان چنان بارون قشنگی اینجا شروع ب باریدن کرده وصف نشدنی

باران می بارد

ب حرمت کدام بنده اش نمی دانم

من همین قدر می دانم ک

باران

صدای پای اجابت است

خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد

پس

نیاز کنبغل

/ 12 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا احدی

از صدای گذر آب چنان می فهمم؛ تند تر از آب روان، عمر گران می گذرد؛ زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست؛ آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست! لحظه هایت پر از شادی[گل]

مرتضی

ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒِ مادر ﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ: ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾـــﻦ ﭼـــﯿـــﻪ؟!!! ﺁﺩﻡ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺨﺪﺍ [خنده] سلام دوست خوبم گفتم در اولین ساعات اولین روز کاری این هفته،خنده رو مهمان دلت بکنم.از صمیم قلبم دعا می کنم که این خنده همیشه مهمان دل مهربانتون باشه.[لبخند][گل]

محمدرضا احدی

روز وصل دوستداران یاد باد؛ یاد باد آن روزگاران یاد باد؛ کامم از تلخی غم چون زهر گشت؛ بانگ نوش شادخواران یاد باد؛ گرچه یاران فارغند از یاد من؛ از من ایشان را هزاران یاد باد؛ مبتلا گشتم در این بند و بلا؛ کوشش آن حق گزاران یاد باد؛ گرچه صد رودست در چشمم مدام؛ زنده رود باغ کاران یاد باد؛ راز حافظ بعد از این ناگفته ماند؛ ای دریغا رازداران یاد باد[گل]

محمدرضا احدی

دوست عزیزم سلام ممنون از نظرت امیدوارم همیشه شادکام باشی[گل]

جنتل

چرا زنگ میزنیم رد تماس میدین؟[سوال]

عبرات

دانشجویی به استادش گفت: استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید ![گل]

مرتضی

واقعا جای تاسف داره که با یک هنرمندی که عمرش رو در راه هنر این سرزمین گذاشته چنین برخوردی میشه.امیدوارم که روزی مسئولین مربوطه به چنان درکی برسند که دیگر شاهد چنین رفتارهای تلخی نباشیم.[گل]

مرتضی

بعضی ها لطفا سری به ایمیلشون یزنن.[چشمک][لبخند][گل]