تشکر

سلام دوستان خوبم

امروز شنبه است. ٣ مرداد ماه ١٣٨٨. چقدر زود گذشت, من از این هفته باید هر روز برم آموزشگاه. چون آقای بهروزیفر نیست و من باید کلاساشو cover کنم.  از همه شما دوستان گلم که بهم سر میزنید ممنونم. نو این پست میخواستم از همتون به خاطر تمام محبتی که به من دارید تشکر کنم.

از آرمان عزیز که نمیدونم کجاست که چند وقته که نه خیلی وقته آپ نمیکنه.

از اورانوس، بامزه، بردیا و کیان، بهرام که تازه به جمع دوستان عزیز من اضافه شده.

از پریسای عزیز، حسین، دومان عزیز که اسم قشنگی برای من انتخاب کرده( خیلی از این اسم خوشم می آد)، رضای عزیز، ساقی، سحر، سیب آبی، طاهره، فهیمه که همکارم هستن و محبتشون هر روز شامل حالمه، کاوه، کدخدا و محمد عزیز که مثل یه برادر بزرگتر میمونه.

و در نهایت از نوید، نیما، نیوشا و مهربانی عزیز.

امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید. 

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

عشق نشسته است کنار خیابان , کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند نه کسی میدونه که من چی میخوام نه خودم دونستم عیب کار کجاست تا به هر کی میگی عاشقی چیه میگه بگذر عاشقی تو قصه هاست................[گل]

محمد

سلام آزاده مهربون صبحتون بخیر ممنونم که اومدید[خجالت]

نیوشا

نورمستقیم آفتاب و استفاده از سولاریوم، چین و چروک زودهنگام پوست را سبب می‌شود [لبخند]

مریم

___________^^^^^^^^^ ________ ^^من آپم^^^^^^^^^ ______^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ___*__^^^^^^^ ^^بدو بيا^^^^^^^ ______**__^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ _______***__^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^^ ________**____^^^منتظرما!!^^^^^^^^ _______ __$$&$$$_______________$&$$$ ______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&& ___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&& ___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$& __$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$& __$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$& _$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$& _$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$& _$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$& __$111111111$$$$$___*****__$$$$$111111111$$& __$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$& ___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$& ____&11111111111111$$$$$$111111111111111& _ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&& ____ __&&1

محمد

علیرضا جهانشاهي:[گل] عبور ِ همهمه ها پرده را تکان می داد درختِ سایه به اصرارِ باد جان می داد حیاط ِ خانه دلش را گرفته بود به دست حیاط ِ خانه دلش را به آسمان می داد پدر به خاطر ِِ رفتار ِ آب جاری بود برادرم به خودش داشت امتحان می داد صدای ِ سرفه ی من در میان ِ دالان ها به گوش می آمد ، بوی زعفران می داد که فصل ، فصل ِ بدی بود ؛ برف می بارید خدا بهانه به دست ِ فرشتگان می داد مرا به خواهش ِمرطوب ِ شمعدانی ها تورا به بارش ِ خوش بخت ِ ناودان می داد دوباره پلک ِ چپم می پرید و مهتابی ستاره بازی ِ مهتاب را نشان می داد به روی ِ شانه ی شب تاق باز خوابیدم وبی خیالی ِ من کار دست تان می داد

گروه پرندگان تاریکی

سلام . . . ممنون که سر زدی . . .[گل] ما آپ کردیم میخواهیم در مورد مطلب که گذاشتیم بحث کنیم اگه خواستی بیا فعلاَ

كدخدا

من فقط داشتم رد میشدم [نیشخند]

نیوشا

منافذ باز پوست و راههای درمان آن [لبخند]

نیما آهنگر

نوشته بوديد نيما يك دفعه دلم ريخت گفتم نكنه منظور من باشم گفتم بپرسم ممكنه خيال كنيد من توهم زده شدم! الان تصادفي رو اسم نيما دو لينك ها رفتم ديدم وبلاگ منه خيلي بي حد خوشحالم كرديد ممنونم