برنامه ی سال جدید

دیشب شب خوبی نبود, اصلا خوب نبود,

دو سال پیش یعنی تقریبا دو سال پیش, بگذارید دقیقتر بگم به تاریخ 11/8/88 مطلبی گذاشته بودم با عنوان حرفهای دل که نوشته بودم دوستم شبنم, مادرش سرطان داره. رفته تو کما و دکترها کم کم دارند ازش قطع امید میکنند. شبنم نازنینم تو این مدت آب شده, پیر شده. گریه می کرد, می گفت میترسم. چی میتونستم بگم. هیچ کاری از دستم بر نمی آمد و نمیاد. هیچ حرفی نداشتم و ندارم برای تسلای دل شکسته و پر از غمش. قبلش هم با یکی از دوستای خوب و خیلی نازنینم بیرون بودم که اونم حال و روز خوشی نداشت. پشت فرمون ماشین مدام گریه می کرد. دلم گرفته بود. از این همه مشکلات, از این همه خواسته های کوچولوش که میدونم حقشه. از اینکه میبینم چقدر پاک و مهربونه و بی غل و غشه. از اینکه میبینم چقدر صاف و صادقه و اینجوری باید برای یه خواسته ی معقول و منطقیش سردرگم باشه. دلم خیلی گرفته بود وقتی میدیدم کسایی هستند که هر کاری دلشون بخواد میکنند اما به همه چی راحت و آروم میرسند. از این همه بی عدالتی که ازش سر در نمیارم دلم گرفته بود.

دلم گرفته بود و

در تراس نشسته بودم.
گذشته ام را مرور می کردم
و افرادی که در زندگی ام وجود دارند...
و خیلی چیز ها برایم روشن شد
به آرامش عجیبی دست یافتم، آرامشی اعجاب انگیز
نا امیدی، نکوهش و پیش داوری و ترس و شرمندگی را رها کردم ...
از لابلای چرخه بی پایان کنجکاوی
در باره ی این که دیگران درباره ی من چه فکر می کنند ...
و چرا احساس من را درک نمی کردند ..

و برای این که چگونه می توانم خود واقعی ام را نشان بدهم ...
راهی پیدا کردم راهی برای آزاد بودن از نگرانی هایم.

لازم نبود انسانی دگر شوم
کافی بود پی ببرم که باید همان که هستم باشم ...
و همان گونه بمانم
و بگذارم دیگران هم همان گونه که هستند باشند ...

افلاطون گفته روح دایره است
من دایره های روحم را کشف کردم
پنج دایره دور روحم کشیدم

و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم
مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟
پس مرکز آن دایره ها خودم بودم

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند

و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود،
نام کسانی که از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم.

همه ی ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان به تاثیری که دیگران روی ما می گذارند بستگی دارد.
آنهایی که در دایره آخر هستند سعی می کنند اعتماد به نفس ما را از بین ببرند.

نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد.
گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مقایسه با تنهایی خودت بیشتر احساس تنهایی کنی.
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی،
یا شاید باعث شود وجودت که تو را «تو» می کند از دست بدهی.

گاه سال ها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است

افرادی را در اطراف خودت داشته باشی که دوستت بدارند،
حتی گاهی بیش تر از آن چه که خودت میتوانی خودت را دوست داشته باشی!

در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند؟
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هر چه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد اتاق می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا این که به خودم ببالم؟

فلسفه وجود آن 5 دایره ای که گفتم شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت رو راست باش،
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن،
خودت را مقید نکن که چون به صرف این که با کسی در سر کار هر روز اوقاتی را می گذرانی،

باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی.

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری.
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود.

از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند.
با این افراد قدرتمندی ...

ارزش ها ی مشترک با آنها داری:

دوستانی خارق العاده

دایره دوم جای کسانی هست که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان، آموزگاران و شاید هم افرادی که برای تنها وقت گذرانی خوبند و بیرون رفتن و خندیدن اما
چیزی به تو اضافه نمی کنند.
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی.

دایره سوم همکارانت و اقوامت هستند
و شاید هم آدمهای خنثی.

کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند
و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی.

هیچ زمانی در غیر ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی.
به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند.
افراد این دایره در محدوده کار و وظایف شان با تو هستند و لاغیر...

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند.
افراد این جا لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستد،
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که دورا دور با آن در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند...

در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آن ها را می بینی آشفته و پریشان می شوی.

دایره آخر جای دورترین افراد است،
جای آدم هایی است که به تو لطمه زده اند...
تحقیرت کرده اند.

کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجر آوری را با آنها تجربه میکنی...

خوب اکنون که جایگاه هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره های آخر جای دارند
مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند.

نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد
وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اویی...

بهترین حالت یک رابطه وقتی است که دو طرف در تعادل باشند.

هیچوقت شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن.

چون کسی که تو را دوست داشته باشد، به آن نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید باور نمی کند!

وقتی دائم می گویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی.
وقتی دائم می گویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.

وقتی دائم می گویی فردا انجامش می دهی، فردای تو هیچ وقت نمی آید.

وقتی صبح از خواب بیدار می شویم، دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با خودمان است.

هیچوقت برای تغییر دیر نیست. پس تصمیم بگیر و برنامه ی زندگی ات را در سال جدید بنویس
مطمئنم که بهترینها را می سازی...

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه سپید

سلام ازاده جان...زیبا نوشتی...دوس دارم بنویسم....اما....اما اگه نوشتم توی وبلاگم می نویسم و می گم بیای بخونی....اما الان نه....مرسی بازم بخاطر دعوتت...در آینده ای نزدیک می نویسم توی وبم...شاید یه پست خصوصی که فقط خودت بتونی بخونیش ولاغیر[چشمک]

((پیشنهاد بی شرمانه))

مطلب قشنگی بود ولی زندگی بنظرم جایدایره بندی نیست و هر کسی در موقعیت خاصی میتونه در دایره های خاصی جابجا بشند..............آزاده نوشته هات خلی پخته و زیباست............[لبخند]

امید

سلام آزاده جان من کسی توی زندگیم نیست که بخوام براش دایره تعیین کنم گرچه این رو هم میدونم که اگه بنا باشه برای هر کسی دایره تعیین کنم این هیچ وقت الزام آور نبوده و نیست متاسفانه انسانها برای خودشون هیچ حد و مرزی قائل نیستن به هر حال مرسی به خاطر پیشنهادت [گل]

كسب درآمد الكترونيكي كاملا قانوني و شرعي

آیا شما هم به كسب درآمد از اینترنت علاقه دارید. پس بصورت كاملا رایگان در این سایت عضو شوید. 500 تومان هدیه بگیرید. كدها را در قسمت تنظمیمات وبلاگتان قرار دهید و ماهانه حتی بدون اینكه به وبتان هر روز سربزنید. 300 هزار تومان درآمد داشته باشید. واریز به حساب توسط مدیر سایت كارت به كارت اتومات واریز می گردد . برای عضویت اینجا كلیك كنید آیا می دانید کسب درآمد در سایت بوفكا چقدر آسان است؟ آیا می دانید بازاریابهای زیادی در سایت بوفكا با بکار بردن روشهای ساده تبلیغاتی دارای یک درآمد خوب و معقول هستند؟ شما فقط کافی است به صورت کاملا رایگان در بخش بازاریابی ثبت نام کنید و محصولات مورد علاقه خود را انتخاب کنید و در مکانهای پربازدید در اینترنت تبلیغ کنید. 1. هر گاه یک مشتری با کلیک بر لینک اختصاصی یا لینکهای بازاریابی شما وارد سایت بوفكا شود و یک محصول خرید نماید درصدی از قیمت فروش آن محصول (پورسانت محصول) به حساب شما افزوده می شود. مثلا اگر آن محصول 950,000 ریال قیمت داشته باشد و پورسانت آن 5% باشد، بنابراین 47500 ریال به حساب شما افزوده می شود. 2. به مناسبت آغاز سال 1390 در هنگام فعال شدن حساب شما مبلغ 20000

امیر

سلام گلم . خیلی قشنگ نوشته بودی . من هم دو تا از همکارام سرطان داشتند که یکیشون داره خوب میشه ولی یکی دیگشون حدود چهل کیلو وزن کم کرده هر وقت که برای گرفتن هزینه شیمی درمانیش میان پیشم ناراحتیم تا روز بعدش ادامه داره انشا الله خداوند به دوستت شبنم خانم صبر بده خیلی سخته ادم خودش مریض باشه ولی پرستار نباشه . پستت هم خیلی قشنگه بعدا جواب رو بهت میدم اگه دیر شد ناراحت نشو چون واقعا سرم شلوغه و من تو اداره هم مسیول رفاهی ، کارشناس بودجه ، کارپرداز ، ومسیول بیمه تکمیلی هم هستم و زیاد وقت نمیکنم بیام و پیام بذارم ولی تو وبلاگها یکی شما و دیگری هم ققنوس ترین پرنده پرشینی را بیشتر از همه دوست دارم چون همیشه برام نظر میدین و بیادم هستین و حرفهاتون هم شنیدن داره و جدای از اینکه قابل تامل هست باعث میشه تجربه فرد بالا بره وشما دو نفر را نه از لحاظ جسمی از نظر عاطفی دوستتون دارم و بهتون عشق می ورزم و براتون بهترین ها را ارزو میکنم . ...

مسی

سلام عزیزم خوبی گل بندر؟[بغل] اومدم بخونمت. دیدم رمز دادی. گفتم اینجا نظر بزارم. البته اگه دوس داشتی خوشحال میشم بخونمت.[چشمک] [ماچ][بغل]

moje soda

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند

مهدی

سلام خسته نباشید.

محمد ..

سلام از موضوع 5 دايره و توضيحي كه در اين باره دادي خيلي خوشم اومد در كل مطلب زيبا و مفيدي بود و من رو به فكر كردن واداشت ..