The 20th International Conference onThe Persian Gulf

 Almost three weeks ago, I camecompletely to blows with something very important. We were aware of a veryimportant conference which was about to be held in our province Hormozgan andBandarabbas city. We as the first and important executive organization of theprovince were the host of this conference, The 20thInternationalConference on the Persian Gulf. The officials of our organization assignedseveral duties to me. As the interpreter and translator I had to choose threeother interpreters to help me in this conference and a designer to design amemorial postage stamp and several othercuties.

Interpretes and Guests

Ichose three interpreters, Miss. Laya Ghorbani whom I was familiar with since fiveyears ago, we got familiar in Farhang Language Center for the first time ascolleagues and then started to continue this friendship. She is one of mytrustworthy friends and now I’m completely satisfied with my choice, firstbecause she was completely the true choice and second she introduced two otherreliable interpreters to me    

Mrs. Simin Bozorgi, a very calm andkind lady whom I like so much. And Mr. Gh. Reza Mirzaei, a very hard-working andfun man whom I respect so much. From here I appriciate them so much and I’m verythankful for their support.

Stamp

Andthe designer, nobody could satisfy the officials and I was really disappointedon that time but suddenly a miracle happened. One whom I adore came to help me, one who is a very real friend. And I have the privilege to acknowledge myindebtedness and gratitude to him, my dear Vahid, the most humble and reliablefriend that one could wish, for his patience, inspiring comments, conscientiousattention and unflagging support in the task of preparing the stamp. In theopening session of the conference and in the time of showing the postage stamp, I remembered him as an absent friend and really missed him. Thank you dear, ……………

On the Way Home

Then after passing two days, on thethird and last day of the conference which was the best experience we went toHormoz and Qeshm Islands. We were on the boat with our guests of honor, Iranianand foreign ones, but here I just want to write about the foreign ones whom wehad perfect companionship with. They were twenty, but on the last day just twelve ofthem stayed with us, the twelve perfect ones, the scientists and well-educatedpeople in their fields and also theirmanner.

Ms. Bilgahen Alagoz from Turkey, she is a very kind, smiling and beautiful girl. Thetime of saying goodbye, she was almost crying. I really love her so much. Shewas the first guest I talked to but on the phone and the first one Iwelcome.

Guest and Interpreters

Ms. Ioana Viorica Mates from Romania, the first time I saw her, I thought she is anIranian girl because she wore a special formal Iranian scarf which was becomingon her so much.

Mr. Izzettin Sumer from Turkey, I got familiar with him much more than the others, avery frank university teacher whom I had perfect time in companionship

/ 41 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلمی از جنس پائیز

چه ره آورد سفر دارم ای مایه عمر ؟ سینه ای سوخته درحسرت یك عشق محال نگهی گمشده در پرده رؤیائی دور پیكری ملتهب از خواهش سوزانوصال چه ره آورد سفر دارم ... ای مایه عمر ؟ دیدگانش همه از شوق درون پرآشوب لب گرمی كه بر آن خفته به امید و نیاز بوسه ای داغتر از بوسه خورشیدجنوب ای بسا در پی آن هدیه كه زیبنده تست در دل كوچه و بازار شدمسرگردان عاقبت رفتم و گفتم كه ترا هدیه كنم پیكری را كه در آن شعله كشد شوقنهان چو در آئینه نگه كردم، دیدم افسوس جلوه روی مرا هجر تو كاهشبخشید دست بر دامن خورشید زدم تا بر من عطش و روشنی و سوزش و تابشبخشید حالیا ... این منم این آتش جانسوز منم ای امید دل دیوانه اندوهنواز بازوان را بگشا تا كه عیانت سازم چه ره آورد سفر دارم از این راهدراز

معلمی از جنس پائیز

داشتم عشقت رو " کمبود " شایدم ٬ عشقت برام " کـم بود " !! عقل بی منطق گفت: فرقش چیه؟ گفتم: فرقش به اینه که در اوج این بود و نبود . . . . برق ِ چشمات سیم کشی شده بود تو خونه ی من ولی نورش مال ِ رهگذره کوچه بود . [لبخند]

معلمی از جنس پائیز

سلام آبجی آزاده شبتون بخیر خوبید؟ ممنونم ازم دیدن کردید منتظر پست قشنگ و جدیدتونمااااااااااا آهنگ وبت خیلی خیلی نازه[قلب]

فهیمه

سلام آزاده جان خوبی عزیزم میخاییم یه قرار وبلاگی بذاریم برای اطلاعات بیشتر به وبم مراجعه کنید.

آمنه البته اگه یادتون مونده باشه؟!

سلام امیدوارم خوب باشید میخواستم بگم که فقط شمت نیستید که بلدید گله کنید منم گله دارم از شما که مسئول ما بودید واز بقیه چون همه از شما حرف شنوی داشتن بیشتر از همه از شما گله مندم وخیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ناراحت اصلاً فکرشو نمیکردم که هیچ کدومتون نیاین تا لحظه آخر من چشم به در بود وبهتره بگ اون مراسم فقط به خاطر شما بود جلوی همسرم و خونوادم خیلیییییییییییی کم اوردم و ضایع شدم حتی بعد از اونم حتی تماس نگرفتید خیلی ناراحتم از دست همتون ولی حتما لیاقتشو ویا اینکه ارزششو نداشتم الان دیگه معنی دوستی رو خوب میدونم ولی متاسفانه معنی خوبی نداره خلاصه به خاطر همه چیز ممنونم شاد باشید و سربلند

محمد Mohammad

سلاااااام خوبی آزاده جان؟ در روز 4 شنبه اولین روز زمستانی بی باران و برف همیشه خندان و زندگیت بر وفق مرادت باشه ============== مهربانی را اگر قسمت کنیم من یقین دارم به ما هم میرسد آدمی گر ایستد بر بام دوستی دستهایش تا خدا هم میرسد ============== ضمن دعوت برای آپ کردنم از خداوند میخواهم که شاداب باشی[گل][قلب]

نرگس

سلام آزاده عزیزم خوبی؟ شب چله خوش گذشت؟ چرا دیگه نمی نویسی ، نکنه زبان فارسی رو دیگه کنار گذاشتی[چشمک] مراقب خودت باش و زودتر بیا و بنویس[گل][قلب]

ویسپوران

فکر کنم دیگه زبون فارسی یاد نداشته باشی ، درسته ؟ [نیشخند]

رضا اکسیری

she wore a special formal Iranian scarf which was becoming on her so much becoming on her ? thats new way to go girl a little humility might help