سورپرایز

امروز تو محل کارم نشسته بودم که suddenly یکی از شاگردای قدیمیم اومد تو اتاق. البته من که جسارت نمیکنم بگم شاگرد چون ایشون خودشون استاد من هستن. خواستم ازشون به این خاطر که به یاد من بودن تشکر کنم. دکتر اسدی عزیز خیلی ممنون. لبخندمیتونید عکسشونو تو بخش کلاس فشرده ببینین. اولین عکس از راست. من شاگردای با معرفتی دارم. امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشن.تشویق

قلب"خیلی دوستون دارمقلب"

/ 2 نظر / 9 بازدید
سحر

در تمام ترديدهاو شايدهايم بدان! تنها تويي که بايدي... تنها تو... حتي به خودت هم دل مبند مي رسد روزي که حتي نگاهت را نمي شناسي به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را... سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي

آمنه

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…