جدید و قدیم

یکی بود یکی نبود

یه جمعه ی قشنگ

یه شب زیبا

من و شاگردای قدیم و جدیدم  رفتیم با هم بیرون

چقدر دلم برای قدیمیا تنگ شده بود

و چقدر بیرون رفتن با جدیدیا لذت بخش بود

این  هم عکس هایی از اون شب زیبا

صدرا رو یادتونه‘ یه پست یکسال و  نیم قبل گذاشتم به مناسبت تولدش‘ پسر شاگردم مریم.

بچه های من که از کلاس  سوم یا چهارم دبستان کلاسهام باهاشون شروع شد... حالا شدند یه پا مرد....

دانشجو شدند.... قراره مهندس و دکتر بشند... این یعنی افتخار برای من

میکسی از بچه های قدیم و جدید

اینم عکسی از دو تا از بچه های جدید... همشون خوب و دوست داشتنی هستند... کلا انگار من همیشه معلم خوش شانسی هستم...

و در نهایت... نمایی از بازی والیبال بچه ها...

 اغراق نکردم اگر بگم که بهترین دوستان من شاگردهامند... به چند دلیل

بی منت باهات دوستند

احترام و ادبشون همیشه پابرجاست

میشه تا آخر دنیا بهشون اعتماد کرد

هر کاری براشون بکنی محاله یه روز برگردی بگی دستم نمک نداشت

بیخود نیست که عاشقشونم... همشون

جای بهار نازنینم و سپیده ی گلم از بچه های قدیمی خیلی خالی

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معمار

سلام آزاده جان خوب خوش میگذرونین ها

بهار

من مهربونم ولی نمیدونستم که شوخی کردید آخه من عاشق میس کریمیمونم![لبخند]

راستین

سلام دوست مهربون...[گل] تشویق برای یکی تنبیه برای همه ... نظر شما چیه؟[خداحافظ]

فرزانه

جالب بود برام موفق باشی به من سر بزن

arezoo

سلام گلم با موضوع "ردکردن خواستگار و نداشتن خواستگار و عاشق شدن خانم" بروزم منتظر حضور گرمت در کلبه ی درویشی م هستم موفقیت پشت و پناهت

مرتضی

می خواستم بهتون بگم اینجا داره برف می یاد تا دلتون آب بشه گفتم این بار دیگه بهار خانم راستی راستی گوشم رو می پیچونه!!!!![چشمک][گل]

فهیمه

به به چه گروه باحالی ایشاءاله همیشه به شادی و گردش دوستم[گل]

بهار

نه دیگه آقا مرتضی اونقدراهم که فکر میکنید بداخلاق نیستم ولی آره برف می اومد ولی حیف نشست که!!!!!!!!!!!!!!!![لبخند]

احمد

سلام این ایام را به شما تسلیت می گویم.

بهار

فدات شم عزیزم هرچی بهت میگم بیاتهران نمیای که!!!!!!! i miss u sooooooooooooooooooooooooo much[ناراحت]