دریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا باش

همیشه لحظه هایی وجود دارند که تو رو غمگین می کنند و گاهی اوقات عصبانی و یا مجبورت میکنند که حرفی بزنی علیرغم میل باطنیت.  اما همیشه در بطن تمام اینها رازهایی وجود دارند که بی قید و شرط به نفعمون هستند. مثل وقتی که تو مجبوری دروغ بگی, مثل وقتی که کسی رو دوست داری و اون نمیدونه و فقط تو رو نگاه میکنه, شاید هم دوستت داره اما جرات ابرازش رو نداره.

همه ی ما این لحظات رو تجربه کردیم و می کنیم, لحظاتی که کسی که انتظارش رو نداریم تو روزی که انتظارش رو نداریم کاری میکنه که انتظارش رو نداریم. اما مهمه؟؟؟ مهمه که اخم کنم, که دعوا کنم, که ترشرو بشم, که بجنگم, با خودم و خودش و دنیا و خدای خودم؟؟؟ فکر نکنم. پس بخند, بخند که وقتی میخندی رنگین کمانی شکل می گیرد معکوس به وسعت کهکشان. و به این پیام گوش کن, پیامی از خارق العاده ترین کسی که میشناسم. کسی که همه جوره دوستش دارم و همه جوره میپرستمش. و چون هست و دوستم داره من هم هستم و عاشقانه دوستش دارم. دل مهربونش رو خیلی وقتا رنجوندم اما همیشه بوده و هست و خواهد بود.

می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود
همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم

دلتنگی هایت را از خودت بپرس
و نگران هیچ چیز نباش
!
هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمی خواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی!
نگران شکستن دلت نباش!
می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند
و جنسش عوض نمی شود...
و می دانی که من شکست ناپذیر هستم...
و تو مرا داری...
برای همیشه!

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم...

می خواهم شاد باشی
این را من می خواهم...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.


شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم
فقط کافیست خوب گوش بسپاری
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن...
پروردگارت...

 

باید دریا بود, دریا وسیع است و بخشنده, طغیان می کند اما مهربان است. دلش پاکه, پاک پاک پاک. دیدی هیچوقت الودگیها رو در بطنش نگه نمیداره؟؟؟ باور کن تو حالا از دریا هم دریاتر شده‌ای، دریایی که می‌داند و می‌بیند و می‌فهمد که دریاست. دریایی که می‌داند زیباست، قدرتمند است، مفید است، خلقتش بی‌عیب و نقص و هدفمند است، آمده‌ایم که دریا باشیم با تمامی خوبی‌ها...

دوست خوب من، به دریا نگاه کن و دریا شو چون دریا، آرام، زیبا، قدرتمند، مهربان و سخاوتمند. حالا دیگر به ‌جای نگاه کردن به دریا، خودت دریا باش. همان‌ گونه آرام، به همان اندازه مقتدر و مهربان...

آری دریــا باش..

 

 

/ 33 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

متنت خیلی قشنگ بود حیف که دیگه کنار دریا نیستم از زیباییهاش لذت ببرم ولی سعی میکنم که دلم مثل دریا باشه,دووووووووووست بووووووووس[ماچ]

berahma

[گل]دوری شاید بهانه خوبی برای بی خبری باشه اما بهانه خوبی برای فراموش شدن نیست[گل]

نرگس

سلام آزاده عزیزم ببخشید مدتی نتونستم بهت سربزنم امیدوارم همیشه دریای دلت لبریز آرامش باشه [گل][گل][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][ماچ]

Bahar

Salam man diroz inja note gozashtam alaaaan niiiiiiiiiiiiiiist,matnet kheyli ghashang bod kheeeeeeeeeeeyliiiiii dooooset daram boooooooos.

بهار

[ماچ][قلب]

berahma

[گل]

باد مهربون

سلام عزیزم تولد کوچولوی نازت مبارک ایشالله که جشن فارغ تحصیلی شو جشن بگیری[بغل]

باد مهربون

اصفهان جای بی نظیر و زیبایی است من دوست دارم بازم برم اونجا با دیدن عکسای خوشگلی که گذاشتی هوایی شدم[هورا]

مهدی

همیشه خوش باشید.

محمد ..

می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم ..