صبحی دیگر

امروز دوشنبه 4 مهر ماه 1390 هستش, از دیروز رسما مدارس باز شده... به هر حال برای من که فرق چندانی نکرده.... اداره که همیشگیه و آموزشگاه هم همینطور.... این ترم دانشگاه روزهای سه شنبه و پنجشنبه درسهای گفت و شنود مترجمی زبان و ادبیات زبان انگلیسی رو به امید خدا باید تدریس کنم. کلاس های شنا, یوگا, عکاسی,  کلا روزهام پر و پیمون شده انگار.... شکر خدای خوب و خوشگلم

امروز صبح کنار درب ورودی اداره جمعیت زیادی جمع شده بودند, یه تحصن نمادین به دلیل تعویض نابهنگام .......... با خودم دو تا فکر کردم... اول اینکه اینجور بی سر و صدا, نه بازتابی نه پوشش خبری ای نه سر و صدایی... کی میخواد از خواسته ی شما باخبر بشه آخه؟؟؟

دومیش که به نظرم درست تر اومد اینه که: کاش همیشه اینجوری کنار هم باشیم, توی خیلی از مسایل, بدون جنگ و مرافعه, با پشتیبانی هم و با یک دور هم جمع شدن ساکت و آروم میشه خیلی چیزها رو خواست و فهموند... چی بگم والله... هیچوقت دلم نخواسته وبم به سمت و سوی سیاسی کشیده بشه, حالا هم این کار رو نمیکنم....

برای این پست عکس کلاس I4  رو میگذارم و یه آهنگ بسیار زیبا از رضا صادقی خواننده ی سرزمینی که من درش بزرگ شدم و بالیدم.... آهنگی به نام صبحی دیگر

دوستان نازنین من موفق و شاد باشین

بچه ها از راست به چپ:

محسن: شیطنت خاصی داره, یه جورایی بهش میاد.... اطلاعاتش عالیه.... حرف زدنش هم که محشر.... در کل ازش راضیم...

محمد امین: عین محسن.... با یه تفاوت کوچولو که خیلی خیلی زود داره بابا میشه.... انشالله تولد ایلیا کوچولو مبارک باشه.... پست تولدشو میزارم حتما به وقتش

یه وقتایی با یه سری موضوعات که میدم به زبان انگلیسی صحبت کنند, این دو تا رو تخلیه ی اطلاعاتی میکنم, نیشخند گفتم که اطلاعاتشون عالیه.....

میلاد: تنها کسیه سر کلاس که خیلی دوست دارم سر به سرش بزارم... جنبه اش خوبه.... مودب و درسخون ..... البته یه کم باید بیشتر تلاش کنه, خیلی فعالیت نمیکنه سر کلاس ولی امان از مقاله هایی که مینویسه...... خیلی خوبن

خشایار: آقای مو, هر چی بهش گفتم این موها رو کوتاه کن اصلا انگار نه انگار... یا یه نذری چیزی داره یا میخواد اسمش ثبت شه توی رکورد دارا.. که در اینصورت خدا به داد برسه.... طول بزرگترین موی دنیا به بیست متر میرسه.... درسخون و مودب.... لهجه ی قشنگی داره.... راضیم ازش

رامین: یه پسر جدی, باهوش و مودب... نسبت به سن و سالش خیلی خیلی بیشتر میفهمه.... از این جور پسرا واقعا خوشم میاد.... آدم میتونه باهاشون راحت حرف بزنه بدون فکر کردن به سن و سالش و اینکه ممکنه حرفت رو درک نکنه و یا براش سنگین باش....

جنتلمن: بله درسته, ایشون آقای جنتلمن هستند.... خودش دوست داره اینجوری صداش کنیم.... اسمش محمد امینه.... یه پسر دوست داشتنی و بامزه..... کوچکترین عضو کلاسم

جالبی این عکس میدونید چیه؟؟ ناخواسته به ترتیب سن نشستند....

صبحی دیگر:

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://azinaz.persiangig.com/audio/Reza%20Sadeghi%20-%20Sobhi%20Digar%20(128).mp3

 

/ 25 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

سلام به آبجی خانومی مهربونم.پیشاپیش فرارسیدن روز دختر رو به شما تبریک عرض می کنم.امیدوارم که سالهای سال در کنار خانواده گرامی لحظات شادی داشته باشید.[لبخند][گل]

لیلی سا

سلام سلام......خوبین؟! خوش می گذره؟!

لیلی سا

سلام.....چه خبرا؟! قرار نیست آپ کنین ؟!

راستین

هر کس ببیند حال من، داند که هجران دیده ام آری خرابـی ظاهـر اسـت آنـجـا که طوفان بگذرد منتظرتم[خداحافظ]

بهار

آخيييييييييييييي ياد كلاساي خودمون افتادم يادش بخير.

بهار

[قلب][ماچ]

راستین

امام رضا(ع)… میرسم از صحن جمهوری چشمان دلت تا ضریح سبز گیسوی پریشان دلت میرسم از غربت چشمان باران خورده ام کوه بکوه منزل به منزل تا خراسان دلت بی پناهم خسته ام مولای من کم از اهو نیستم آقا به قربان دلت کاش نام ما هم ثبت می کردید عاقبت در میان دفتر سرخ شهیدان دلت باز می لرزد درون سینه آهوی دلم ضامن آهو دو دست ما به دامان دلت

gentleman

عالیه ،ازفردا میشه یک ماه که هیچی توی وبلاگتان ننوشتید.

پسر خوف

مرســــــــــــــــــــــــــــــــی دوست من[گل]